سيد علي اكبر قرشي
480
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
اختلاف در بين آنها نبود حكومتشان منظم بود و چون وليد بن يزيد به حكومت رسيد ، عموزادهاش يزيد بن وليد بر او شوريد و او را كشت ، بنى اميه اختلاف كردند وعدهء صدق ( امام عليه السلام ) رسيد ، بنى عباس خروج كردند تا ملك بنى اميه در دست ابو مسلم خراسانى ساقط شد و او در اول كارش از اضعف خلق الله و فقيرترين آنها بود و اين تصديق سخن آن حضرت است كه فرمود : « ثمّ كادتم الضباع لغلبتهم » « مرتاد » : طلب كننده از ارتياد است دربارهء آميخته شدن حق و باطل فرموده : « فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف على المرتادين » خ 50 ، 88 اگر باطل از اختلاط حق خالص بود حق بر طالبان آن مخفى نمى ماند . روض : ( بر وزن حوض ) : رام كردن ، مطيع كردن . « روضه » : باغ و بستانى كه با آب همراه باشد در اقرب الموارد گويد : روضه نگويند مگر آنكه با آن آب باشد و يا در كنار آب باشد ، جمع آن روضه و رياض است از اين ماده هشت مورد « نهج » آمده است دربارهء خودش در نامهء عثمان بن حنيف فرموده : « و انّما هى نفسى اروضها بالتقوى لتأتى آمنة يوم الخوف الاكبر . . . و ايم الله . . . لاروضنّ نفسى رياضة تهشّ معها الى القرص اذا قدرت عليه مطعوما و تقنع بالملح مأدوما » نامهء 45 ، 417 - 419 . اين نفس من است او را با تقوى رام مى كنم تا در روز خوف اكبر با ايمنى حاضر شود . . . به خدا قسم نفس خويش را ذليل مى كنم ، ذليل كردنى كه چون به قرصى نان قادر باشم به آن شائق باشد و به خورش بودن نمك قناعت نمايد ، صلوات و سلام خدا بر تو اى مولا آرى تو آنطور بودهاى . در وصف قرآن فرموده است : « فهو معدن الايمان و بحبوحته . . . و رياض العدل و غدرانه و اثافىّ الاسلام و بنيانه و اودية الحق و غيطانه » خ 198 ، 315 قرآن معدن ايمان و وسط آنست و باغات عدالت و سيلگاههاى آنست و پايههاى اسلام و بنيان آنست . و واديهاى الحق و اراضى آنست ، « روضه خضراء و رياض ناضرة » نيز آمده است خ 192 روع : - به فتح اول - فزع و اضطراب كردن و به فزع انداختن . لازم و متعدى آمده است ، به معنى جنگ نيز آيد : « الروع : الفزع و قد يأتى بمعنى الحرب از اين ماده